چشمک
»  کتاب «نماز صبح»، منتشر می‌شود
برگزاری بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز در استان قزوین بهانه‌ای شد تا با فراخوان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان، مسابقه‌ی خاطره‌نویسی نماز صبح برگزار شود که در مجموع ۷۰ خاطره‌ی برتر از این مجموعه جهت انتشار کتاب انتخاب شد. کتاب نماز صبح توسط حسن شکیب‌زاده، نویسنده و پژوهشگر استان تدوین و در شمارگان ۳ هزار نسخه منتشر می‌شود.
»  «...نگاران» در قزوین منتشر شد
قزوین- کتاب «...نگاران» منتشر شد. در این کتاب ۵۰ تن از روزنامه نگاران دور و نزدیک عرصه ی رسانه ای اولین و یا مهمترین خاطرات خود را در رابطه با عالم خبر و روزنامه نگاری مکتوب کرده اند.مجموعه ی خاطرات کتاب «... نگاران» از زبان روزنامه نگارانی مطرح می شود که طی دهه های گذشته همکاری ارزشمندی با نگارنده ی کتاب داشته و در رسانه های مختلف به نوشتن و انتقال مطالب اجتماعی و فرهنگی خود در رسانه های محلی و بعضا ملی پرداخته اند.
»  انتشار چهارمین جلد کتاب فار

طی ماه‌های گذشته جلد اول کتاب فار با ۳۱۴ وصیت‌نامه شهید، جلد دوم با ۳۰۶ وصیت‌نامه شهید، جلد سوم با ۳۰۹ وصیت‌نامه شهید در استان قزوین منتشر شده است.وی افزود: همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس جلد چهارم کتاب فار، مجموعه وصایای شهدای استان قزوین شامل ۳۷۶ وصیت‌نامه شهید بوده که امروز منتشر شد.

 
چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶
این پیک لعنتی!
در فیلم ویلایی‌ها، اگر چه مجال به تصویر کشیدن همه‌ی رشادت‌ها و شجاعت‌های زنانِ مردِ این سرزمین نبود، اما همینکه پس از گذشت ده‌ها سال از پایان دفاع جانانه‌ی زنان و مردان ایران بزرگ در مقابل همه‌ی جنگ ستیزانِ عالم و برای نخستین بار، گوشه‌ای از حماسه‌های ماندگار آنان را به تصویر کشیده است، جای تقدیر و سپاس دارد. و اینکه ویلایی‌ها با زبان بی‌زبانی می‌خواهد آن روز ویلایی‌ها را، به رخ ویلایی‌های امروزی بکشد که در پیچ و خم‌های زندگی روزمره، یاد و خاطره‌ی زنان صبور و مقاوم و رخدادهای قهرمانانه‌شان را به باد فراموشی سپرده‌اند!
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
قَلَمِ قَلَم شده!
روز قلم، بایستی تلنگری باشد برای قلم و همه ی آنانی که دایه دار قلم هستند، تا حداقل برای ماندگاری رخدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و انسانی زمانه ی خود، قلم و اهل آن را دریابند.و چقدر سخت است برایم که بگویم: اگر در این شهر بلبشو، اهل قلمی یافتی که با نَفَسی راحت و بدون دغدغه، با قلم آن می کند که باید، نشانش را به نشانی همه ی اهل قلم هدیه کنید.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
فراق ۳۱ ساله!
سی و یک سال یعنی یک عمر. آن هم عمری که هر ساعت و ثانیه‌اش سی و یک سال است. ثانیه‌هایی که یک مادر و یک پدر درونشان را پر از آشوب کرده است. آشوبی که دغدغه‌های انتظار را معنی می‌کند. علی که می‌دانست عملیات کربلای چهار، راه بی بازگشت و انتخابی آگاهانه و مسوولانه است، به پایش که مصنوعی بود نه، بلکه باور سال‌ها انتظار پدر و مادر چشم انتظارش را هم پشت سر گذاشت و به هیچ بهانه‌ای بها نداد تا رسیدن به آرزویی که هنوز هم پس از سه دهه، آرزویش در دل بسیاری از رزمندگان جامانده از قافله‌ی مجنونان لیلی، مانده است.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
او "نماد ایثار" بود
هشت سال دفاع مقدس و ده هزار شهید، جانباز و آزاده‌‌ی استان قزوین که همچون نگینی در ایران سربلند، می‌درخشند، مردی را در کنارش داشت که دغدغه‌ی نه تنها آن ده هزار اسوه‌های ایثار و مقاومت، که دغدغه‌ی همه‌ی مردم شهیدپرور این دیار را نیز در سر داشت و این دغدغه‌ها بود که همراهی، همدلی و همت بلندش را در جای جای رخدادهای دفاع مقدس، به رخ می‌کشید.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
بیا و برای آنچه تقدیر است، دعا کن!
قبل از رفتن به سفر حج، در آغاز زندگیمان، ساکم را بسته بودم تا از قزوین به تهران برویم. حال عجیبی داشتم. گفت: «چی شده؟» گفتم: «نگرانم و نمی‌دانم چرا؟» تعجب کرد و گفت: «چون شما سال‌ها قزوین و نزد خانواده بودی و حالا هم که داریم به سفر می‌رویم، چنین احساسی داری ... باید یک چند ماهی از تهران خارج نشوی تا حال و هوای قزوین را از سر خارج کنی.» گفتم: «نه! اصلاً این طور نیست... دلهره دارم و یک احساسی دارم که انگار، همه چیز موقتی است.»
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
و چه زود، یک سال از عروج شهید فرهیخته، مجید نبیل گذشت!
*جانبازی با ۳۱ سال صبر و استقامت و عمری مجاهدت علمی و مدیریتی/   جانباز فرهیخته، مجید نبیل از آن دست جانبازانی بود که صبر و استقامت را معنایی تازه کرد و با وجود مشکلات جسمی توانست در جاده ی پر پیچ و خم زندگی به موفقیت ها و پیشرفتهای ارزنده ای دست یابد.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
از مال دنیا، یک تیشه و ماله دارم!
آن روز ساعت ۱۰ صبح بود که برای خداحافظی به خانه آمد. من بودم و مادر، هر دو یک احساس داشتیم و اینکه انگار می رود که دیگر نیاید. مثل همیشه نبود. خنده از لب هایش دور نمی شد وقتی از در خانه رفت بیرون سعی می کرد برنگردد که دلش با دیدن مادر بلرزد، اما سر پیچ کوچه ی بعدی نیم نگاهی کرد و آتش بود که در وجود مادر احساس می کردم.
 
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
کتاب «فار»، عصاره ی تفکر شهداست
حسن شکیب زاده، روزنامه نگار و نویسنده ی حوزه ی دفاع مقدس، که سی و یکمین کتاب خود را با عنوان فار، رونمایی کرد، با بیان این مطلب، افزود: کتب فار، مجموعه ی وصایای شهدای استان قزوین است که برای نخستین بار در کشور، در قالبی جدید و با ویژگی های منحصر به فردی، تدوین شده و در قالب سه جلد منتشر خواهد شد.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
آموزش روزنامه نگاری در دانشگاه‌های ما حرفه‌ای نیست
دانشگاه‌های ما حرفه‌ای نیستند. من اساتیدی را  می‌شناسم که در کلاس روزنامه‌نگاری، خبر، گزارش و... تدریس می‌کنند، اما رشته‌شان این نیست و توان و حتی تجربه‌ی این کار را هم ندارند و چیزی از روزنامه‌نگاری نمی‌دانند. ما استاد دانشگاه داریم که سر کلاس خبرنگاری به دانشجویان می‌گوید اصلا شما برای چه می‌خواهید خبرنگار شوید. یا خبرنگاری به چه دردی می‌خورد؟ وقتی استادی  نگاهش به خبرنگاری منفی است چرا آن را تدریس می‌کند؟
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
عباس! پسر خوبم، چرا رفتی؟
هر روز غروب که می‌شد، من دیوانه می‌شدم، به حیاط می‌رفتم، روی تخت می‌نشستم و به آسمان نگاه می‌کردم و زار زار اشک می‌ریختم، آخه مگر شوخی است که آدم، پسرش را ۳ سال نبیند. مادر بزرگوار شهید عباس بابایی، سرلشگر بسیجی و عقاب تیزپرواز آسمان‌ها، اشک‌های منتظر گوشه‌ی چشمانش را رها می کند و چه اشک قشنگی، اشکی که انگار از چشمه‌ای در کوهسارها، روان است، اشکی که با همه‌ی لطافت و زیبایی‌اش، چهره‌ی مقاوم و ایستای این مادر صبور و عاشق را طی می‌کند و وقتی به زمین می‌خورد، انگار آسمان یکجا، تمام عقده‌هایش را بر روی زمین خالی کرده است.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس