چشمک
»  عکس شهدا را می بینم، اما؟
من خودم را میگم، هر روز، شاید هم هر ساعت، عکس شهدا را می بینم، اما همچنان عکس شهدا عمل می کنم!
خیلی ها رو هم می بینم که شاید هیچوقت عکس شهدا را نبینند، اما عکس شهدا هم عمل نمی کنند. شما فکر می کنید دلیلش چیه؟ ببخشید که سووال بیجایی کردم!
»  به فکر دل ها باشیم!
کم کم به پایان سال نزدیک می شویم و انگار باید دوباره پوست بیاندازیم. اما ایکاش در این ایام که مجالی برای خنده و شادی های آنچنانی نیست، حداقل به فکر دل هایمان باشیم و باشید. دل به دست آوردن و با دل بودن کار خیلی سختی نیست فقط باید بخواهی و دلداده باشی!
»  نکته مهم راهیان نور!
از تعطیلات چند روزی استفاده کرده و سفری به همراه جمعی از حقوق دانان استان به مناطق جنگی داشتم.سفر ارزشمندی بود، سفری که اگر برایش برنامه ریزی باشد می تواند منشا تحولات خوبی در بین بازدیدکنندگان باشد. نکته مهم اینکه کسانی که برای این نوع سفرها برنامه ریزی می کنند بیش از هر چیز باید قدرت و توان جذب نیروها، به ویژه جوانان را در مسیر این سفرها داشته باشند، در غیر این صورت مضراتش بیشتر از فواید آن خواهد بود.
 
پازل گمشده تاریخ!
طی ایام برگزاری نمایشگاه کتاب استان قزوین، هر شب نشست هایی برگزار می شد که در نوع خود کاری ارزشمند، کاربردی و در خور چنین حرکت های فرهنگی و ارزشی بود. نشستن جمعی از علاقمندان به فرهنگ و تمدن این دیار در همهمه ی رفت و آمد هزاران بازدیدکننده از نمایشگاه و توجه به مطالب مطروحه در این نشست ها، نشان از علاقه و توجه مردم به مسایلی از این دست دارد که بایستی به آن توجه بیشتر و عمیق تری بشود.
رسانه بدون خبر!
همه ی نشریات محلی استان قزوین روی میز کارم بود، یکی از دوستان قدیمی ام که دستی هم به کار نوشتن دارد از راه رسید و پس از احوال پرسی به سراغ نشریات رفت. فکر می کنم ۸ عنوان نشریه بود، چشم که به هم زدم دوستم نشریات را دسته کرد و گذاشت کنار. فکر می کنم ۱۰ دقیقه نشد، پرسیدم پس چرا نخواندی؟ گفت: خواندم. گفتم: چطوری؟
خیابان سپه!
به واقع اطلاع درستی در دست نیست که ساخت خیابان سپه در زمان رضا شاه چند روز یا چند ماه طول کشیده است، اما همین را می دانم که حداقل ۲ سال طول نکشیده است، اما امروزها شاهدیم که همین خیابان که جزو افتخارات شهرمان به حساب می آید بیش از ۲ سال است که در حال بازسازی است و هنوز هم کار آن به اتمام نرسیده است.
کتاب در سبد خانواده ها!
نمایشگاه بزرگ کتاب استان قزوین به عنوان آخرین حرکت فرهنگی استان در سال جاری، طی هفته گذشته گشایش یافت و این خود نشانی از اهمیت داشتن موضوع از دید مدیران مرتبط، به امر کتاب و کتابخوانی می باشد، اقدام ارزشمندی که باید ستود و از مسوولین خواست تا با تداوم حرکت های فرهنگی، بویژه در امور مرتبط با کتاب، نسل پر مشغله ی امروز را با این مقوله بیش از پیش مانوس ساخت.
فرمان تیر برای پسرت صادر شده است!
از زمان تشکیل بنیاد شهید و تشکیل پرونده پسرش، برای اولین بار بود که در بنیاد شهید او را می‌دیدم، عصایی چوبی به دست داشت و چقدر آرام و متین حرف می‌زد. گفتم لابد درخواستی دارد و مثل همه مراجعین به بنیاد، خیلی دلم می‌خواست با او گپ و گفتی داشته باشم؛ سلام دادم، خودم را معرفی و دعوتش کردم که چند دقیقه‌ای در خدمتش باشم
خدا جون! دوسِت دارم، قد بابام!
این عکس سال ۶۴ گرفته شده و من آن موقع حدود یک سال داشتم. اینجا هم امامزاده علی اصغر (ع) است در یکی از روستاهای نزدیک ما، پدرم موقع تولد من در مرخصی بود. او مرا خیلی دوست داشت و از بدنیا آمدن من هم خیلی خوشحال بود.
به خوردن آب نمی رسم!
سال ۶۱ بود و در آستانه ی عملیات بیت المقدس، چطوری اجازه گرفت و چی شد که اینقدر سریع آماده شد و برگه گرفت که با ما به جبهه بیاید، نمی دانم، ‌یعنی زمان آنقدر سریع گذشت که اصلاً فرصتی نبود تا موضوع را پیگیری کنم.
 
مطمئن باشم که تو به مردم شلیک نکرده ای؟
خیلی وقت بود که به دنبالش می گشتم، راستش از آن روزی که همراه با سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی از اسارت آزادشد و در مسجد النبی کنار او ایستاده بود، تا امروز ندیده بودمش. گاهی با اخوی خاطرات دوران انقلاب را که مرور می کردیم، ایشان از فنودی و دلاوری هایش زیاد می گفت، اما من همچنان درصدد بودم تا یک روزی او را بیابم
شعار مردم: روزنامه ی امشبت کو؟ اخبار امشبت کو؟
از گذشته های دور، مطبوعات همواره در امر اطلاع رسانی نقش کلیدی و ماندگاری داشته و این نقش را همچنان در ابعاد مختلف خود حفظ کرده است. در روزهای اوج انقلاب، مردم ستمدیده ی ایران علیه رژیم ستمشاهی، تقریباً تمامی رسانه ها در دست دولت بود،
از پل باید گذشت!
اولین بار بازی جذابش را توی نمایش پل دیدم، یک روز هم که به مناسبتی قبل از افطاری یک روز ماه رمضان، قاریان برتر شاهد و ایثارگر، قرآن تلاوت می کردند، عمار را دیدم که با آن صوت دلنشین، همه را مجذوب خود کرده بود. ماه محرم، تبلیغات نمایش پل را که در سطح شهر دیدم، خانواده را جمع کردم تا یک بار دیگر پل را از نزدیک ببینم.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Design by: Alireza Khodabakhsh